سطح C2فعل

konfiszieren

ضبط کردن، مصادره کردن

English: to confiscate

صرف فعل konfiszieren

حال
er konfisziert
گذشته‌ی ساده
konfiszierte
پرفکت
hat konfisziert
امری
konfiszier! / konfisziert!
  • ich konfisziere
  • du konfiszierst
  • er/sie/es konfisziert
  • wir konfiszieren
  • ihr konfisziert
  • sie konfiszieren

جمله‌ی مثال با konfiszieren

  • Der Zoll konfiszierte die geschmuggelten Zigaretten.

    گمرک سیگارهای قاچاق را ضبط کرد.

«konfiszieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.