سطح C1فعل

klatschen

دست زدن

English: to clap, to applaud

صرف فعل klatschen

حال
er klatscht
گذشته‌ی ساده
klatschte
پرفکت
hat geklatscht
امری
klatsch! / klatscht!
  • ich klatsche
  • du klatschst
  • er/sie/es klatscht
  • wir klatschen
  • ihr klatscht
  • sie klatschen

جمله‌ی مثال با klatschen

  • Das Publikum klatschte nach dem Konzert.

    تماشاگران بعد از کنسرت دست زدند.

«klatschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.