سطح C2فعل

kennzeichnen

مشخص کردن

English: to mark, to label

صرف فعل kennzeichnen

حال
er kennzeichnet
گذشته‌ی ساده
kennzeichnete
پرفکت
hat gekennzeichnet
امری
kennzeichne! / kennzeichnet!
  • ich kennzeichne
  • du kennzeichnest
  • er/sie/es kennzeichnet
  • wir kennzeichnen
  • ihr kennzeichnet
  • sie kennzeichnen

جمله‌ی مثال با kennzeichnen

  • Warme Tage und kalte Nächte kennzeichnen ein Wüstenland.

    روزهای گرم و شبهای سرد، ویژگیِ سرزمینِ بیابانی است.

«kennzeichnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.