سطح A1فعل

kennen

شناختن / آشنا بودن با

English: to know, to be acquainted with

صرف فعل kennen

حال
er kennt
گذشته‌ی ساده
kannte
پرفکت
hat gekannt
امری
kenne! / kennt!
  • ich kenne
  • du kennst
  • er/sie/es kennt
  • wir kennen
  • ihr kennt
  • sie kennen

جمله‌ی مثال با kennen

  • Kennst du diese Frau?

    آیا این زن را می‌شناسی؟

مترادف و متضاد

«kennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.