سطح B2فعل

investieren

سرمایه‌گذاری کردن

English: to invest

صرف فعل investieren

حال
er investiert
گذشته‌ی ساده
investierte
پرفکت
hat investiert
امری
investiere! / investiert!
  • ich investiere
  • du investierst
  • er/sie/es investiert
  • wir investieren
  • ihr investiert
  • sie investieren

جمله‌ی مثال با investieren

  • Man muss viel Zeit investieren.

    باید زمان زیادی صرف کرد.

«investieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.