شدید، متمرکز
English: intense, concentrated
Nach der OP braucht der Patient eine intensive Betreuung.
پس از عمل، بیمار به مراقبت شدید نیاز دارد.
مترادف
«intensiv» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.