مطرح شدن، وارد بازی شدن
English: to come into play, to become relevant
Bei der Planung kamen neue Ideen ins Spiel.
در برنامهریزی ایدههای جدید مطرح شدند.
«ins Spiel kommen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.