سطح C2فعل

hinzulegen

گذاشتن، خوابیدن

English: to put down, to lie down

صرف فعل hinzulegen

حال
er legt hinzu
گذشته‌ی ساده
legte hinzu
پرفکت
hat hinzugelegt
امری
leg hinzu! / legt hinzu!
  • ich lege hinzu
  • du legst hinzu
  • er/sie/es legt hinzu
  • wir legen hinzu
  • ihr legt hinzu
  • sie legen hinzu

جمله‌ی مثال با hinzulegen

  • Maria gab dem Hund das Kommando, sich hinzulegen.

    ماریا به سگ فرمان داد که بخوابد.

«hinzulegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.