سطح C1فعل

hintergehen

فریب دادن، دور زدن

English: to deceive, to cheat

صرف فعل hintergehen

حال
er hintergeht
گذشته‌ی ساده
hinterging
پرفکت
hat hintergangen
امری
hintergeh! / hintergeht!
  • ich hintergehe
  • du hintergehst
  • er/sie/es hintergeht
  • wir hintergehen
  • ihr hintergeht
  • sie hintergehen

جمله‌ی مثال با hintergehen

  • Tom wird uns nie hintergehen.

    تام هرگز به ما خیانت نخواهد کرد.

«hintergehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.