سطح B1فعل

betrügen

فریب دادن / کلاهبرداری کردن

English: to deceive, to cheat

صرف فعل betrügen

حال
er betrügt
گذشته‌ی ساده
betrog
پرفکت
hat betrogen
امری
betrüge! / betrügt!
  • ich betrüge
  • du betrügst
  • er/sie/es betrügt
  • wir betrügen
  • ihr betrügt
  • sie betrügen

جمله‌ی مثال با betrügen

  • Übersetzen ist betrügen.

    ترجمه کردن یعنی خیانت کردن.

مترادف و متضاد

«betrügen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.