سطح B2فعل

herumlaufen

دور زدن، پرسه زدن

English: to wander around

صرف فعل herumlaufen

حال
er läuft herum
گذشته‌ی ساده
lief herum
پرفکت
ist herumgelaufen
امری
lauf herum! / lauft herum!
  • ich laufe herum
  • du läufst herum
  • er/sie/es läuft herum
  • wir laufen herum
  • ihr lauft herum
  • sie laufen herum

جمله‌ی مثال با herumlaufen

  • Ich sah farbige Mäuse herumlaufen.

    موش‌های رنگی را دیدم که می‌دویدند.

«herumlaufen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.