سطح B2فعل

herrschen

حکمرانی کردن

English: to rule, to reign

صرف فعل herrschen

حال
er herrscht
گذشته‌ی ساده
herrschte
پرفکت
hat geherrscht
امری
herrsche! / herrscht!
  • ich herrsche
  • du herrschst
  • er/sie/es herrscht
  • wir herrschen
  • ihr herrscht
  • sie herrschen

جمله‌ی مثال با herrschen

  • Dort herrschen andere Sitten.

    آنجا آداب و رسوم دیگری حاکم است.

«herrschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.