سطح A1فعل

heißen

نام داشتن

English: to be called, to be named

صرف فعل heißen

حال
er heißt
گذشته‌ی ساده
hieß
پرفکت
hat geheißen
امری
heiß! / heißt!
  • ich heiße
  • du heißt
  • er/sie/es heißt
  • wir heißen
  • ihr heißt
  • sie heißen

جمله‌ی مثال با heißen

  • Ich heiße Sarah.

    اسم من سارا است.

مترادف و متضاد

«heißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.