سطح B2فعل

benennen

نامیدن

English: to name, designate

صرف فعل benennen

حال
er benennt
گذشته‌ی ساده
benannte
پرفکت
hat benannt
امری
benenne! / benennt!
  • ich benenne
  • du benennst
  • er/sie/es benennt
  • wir benennen
  • ihr benennt
  • sie benennen

جمله‌ی مثال با benennen

  • Ich werde dir alles benennen.

    همه‌چیز را برایت نام می‌برم.

«benennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.