[ˈhaltn̩]
نگه داشتن / توقف کردن
معنی، مثال و مترادفِ halten ←Der Fahrer hält den Bus an der Haltestelle.
راننده اتوبوس را در ایستگاه نگه میدارد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی