مسئول، پاسخگو
English: liable, accountable
In einer ähnlichen Situation wurde die Firma haftbar gemacht.
در وضعیت مشابهی، شرکت مسئول شناخته شد.
«haftbar» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.