زندان، ندامتگاه
English: prison, penitentiary
Ich war zehn Jahre Leiter einer Haftanstalt.
من ده سال مدیر یک زندان بودم.
«Haftanstalt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.