سطح B1فعل

grillieren

کباب کردن (سوئیسی برای grillen)

English: to grill, to barbecue

صرف فعل grillieren

حال
er grilliert
گذشته‌ی ساده
grillierte
پرفکت
hat grilliert
امری
grillier! / grilliert!
  • ich grilliere
  • du grillierst
  • er/sie/es grilliert
  • wir grillieren
  • ihr grilliert
  • sie grillieren

جمله‌ی مثال با grillieren

  • Am Sonntag wollen wir am See grillieren.

    یکشنبه ما می‌خواهیم در کنار دریاچه کباب کنیم.

مترادف و متضاد

مترادف

«grillieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.