سطح C2فعل

glitzern

درخشیدن، برق زدن

English: to glitter, to sparkle

صرف فعل glitzern

حال
er glitzert
گذشته‌ی ساده
glitzerte
پرفکت
hat geglitzert
امری
glitzere! / glitzert!
  • ich glitzere
  • du glitzerst
  • er/sie/es glitzert
  • wir glitzern
  • ihr glitzert
  • sie glitzern

جمله‌ی مثال با glitzern

  • Der Schnee glitzert im Sonnenlicht.

    برف در نور خورشید می‌درخشد.

«glitzern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.