سطح C2فعل

funkeln

درخشیدن، برق زدن

English: to sparkle, to glitter

صرف فعل funkeln

حال
er funkelt
گذشته‌ی ساده
funkelte
پرفکت
hat gefunkelt
امری
funkle! / funkelt!
  • ich funkle
  • du funkelst
  • er/sie/es funkelt
  • wir funkeln
  • ihr funkelt
  • sie funkeln

جمله‌ی مثال با funkeln

  • Warum funkeln die Sterne?

    چرا ستاره‌ها می‌درخشند؟

«funkeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.