سطح A2فعل

gebrochen

شکسته،خرد شده

English: broken

صرف فعل gebrochen

حال
er bricht
گذشته‌ی ساده
er brach
پرفکت
er hat gebrochen

جمله‌ی مثال با gebrochen

  • Er hat sich den Arm gebrochen.

    او دستش را شکست.

مترادف و متضاد

متضاد

«gebrochen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.