خوردن، لم دادن غذا
English: to eat, to munch
Ich hol’ mir was zu futtern und dann komm’ ich wieder.
میروم یک چیزی برای خوردن بگیرم و بعد برمیگردم.
«futtern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.