سطح C1فعل

glänzen

درخشیدن

English: to shine, to glitter

صرف فعل glänzen

حال
er glänzt
گذشته‌ی ساده
glänzte
پرفکت
hat geglänzt
امری
glänze! / glänzt!
  • ich glänze
  • du glänzt
  • er/sie/es glänzt
  • wir glänzen
  • ihr glänzt
  • sie glänzen

جمله‌ی مثال با glänzen

  • Gib anderen Gelegenheit zu glänzen!

    به بقیه فرصت بده تا بدرخشن!

«glänzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.