سطح C2فعل

fremdgehen

خیانت کردن

English: to cheat, to be unfaithful

صرف فعل fremdgehen

حال
er geht fremd
گذشته‌ی ساده
ging fremd
پرفکت
ist fremdgegangen
امری
gehe fremd! / geht fremd!
  • ich gehe fremd
  • du gehst fremd
  • er/sie/es geht fremd
  • wir gehen fremd
  • ihr geht fremd
  • sie gehen fremd

جمله‌ی مثال با fremdgehen

  • Eigentlich darf man nicht fremdgehen.

    در واقع نباید خیانت کرد.

«fremdgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.