سطح C2فعل

fortschicken

روانه کردن، بدرقه کردن

English: to send away

صرف فعل fortschicken

حال
er schickt fort
گذشته‌ی ساده
schickte fort
پرفکت
hat fortgeschickt
امری
schick fort! / schickt fort!
  • ich schicke fort
  • du schickst fort
  • er/sie/es schickt fort
  • wir schicken fort
  • ihr schickt fort
  • sie schicken fort

جمله‌ی مثال با fortschicken

  • Wir mussten den Boten fortschicken.

    ما مجبور شدیم قاصد را روانه کنیم.

«fortschicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.