روانه کردن، بدرقه کردن
English: to send away
Wir mussten den Boten fortschicken.
ما مجبور شدیم قاصد را روانه کنیم.
«fortschicken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.