بهخواب بردن، باکسی همبستر شدن
English: to lay flat, to bed
Er hat sie nach der Party flachgelegt.
او بعد از مهمانی با او همبستر شد.
«flachlegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.