سطح B1فعل

füttern

غذا دادن (به حیوانات)

English: to feed (animals)

صرف فعل füttern

حال
er füttert
گذشته‌ی ساده
fütterte
پرفکت
hat gefüttert
امری
füttere! / füttert!
  • ich füttere
  • du fütterst
  • er/sie/es füttert
  • wir füttern
  • ihr füttert
  • sie füttern

جمله‌ی مثال با füttern

  • Hast du die Katze schon gefüttert?

    آیا به گربه غذا داده‌ای؟

مترادف و متضاد

مترادف

«füttern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.