سطح B1فعل

fällen

قطع کردن، صادر کردن

English: to cut down, to issue

صرف فعل fällen

حال
er fällt
گذشته‌ی ساده
fällte
پرفکت
hat gefällt
امری
fälle! / fällt!
  • ich fälle
  • du fällst
  • er/sie/es fällt
  • wir fällen
  • ihr fällt
  • sie fällen

جمله‌ی مثال با fällen

  • Ich muss diesen Baum fällen.

    باید این درخت را قطع کنم.

«fällen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.