سنجیدن، ارزیابی کردن
English: to assess, to gauge
Niemand kann ermessen, welche Qualen ich leide.
هیچکس نمیتواند درک کند که من چه عذابی میکشم.
«ermessen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.