سطح C2فعل

entzweien

از هم گسستن، نفاق انداختن

English: to disunite, to sow discord

صرف فعل entzweien

حال
er entzweit
گذشته‌ی ساده
entzweite
پرفکت
hat entzweit
امری
entzwei! / entzweit!
  • ich entzweie
  • du entzweist
  • er/sie/es entzweit
  • wir entzweien
  • ihr entzweit
  • sie entzweien

جمله‌ی مثال با entzweien

  • Ein Erbstreit soll uns nicht entzweien.

    دعوای ارث نباید ما را از هم جدا کند.

«entzweien» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.