سطح C2فعل

entledigen

خلاص شدن از، رها کردن

English: to rid oneself of

صرف فعل entledigen

حال
er entledigt
گذشته‌ی ساده
entledigte
پرفکت
hat entledigt
امری
entledig! / entledigt!
  • ich entledige
  • du entledigst
  • er/sie/es entledigt
  • wir entledigen
  • ihr entledigt
  • sie entledigen

جمله‌ی مثال با entledigen

  • Ich werde mich ihrer entledigen.

    من از شرشان خلاص می‌شوم.

«entledigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.