سطح C2فعل

enterben

از ارث محروم کردن

English: to disinherit

صرف فعل enterben

حال
er enterbt
گذشته‌ی ساده
enterbte
پرفکت
hat enterbt
امری
enterb! / enterbt!
  • ich enterbe
  • du enterbst
  • er/sie/es enterbt
  • wir enterben
  • ihr enterbt
  • sie enterben

جمله‌ی مثال با enterben

  • Du kannst keine Politikerkarriere anstreben! Dein Vater wird dich enterben.

    تو نمی‌توانی راهی در حالی راهنمایی کنی! پدرتان تو این شکل راهنمایی می‌کند.

«enterben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.