سطح C2فعل

einwilligen

راضی شدن، موافقت کردن

English: to consent, agree

صرف فعل einwilligen

حال
er willigt ein
گذشته‌ی ساده
willigte ein
پرفکت
hat eingewilligt
امری
willige ein! / willigt ein!
  • ich willige ein
  • du willigst ein
  • er/sie/es willigt ein
  • wir willigen ein
  • ihr willigt ein
  • sie willigen ein

جمله‌ی مثال با einwilligen

  • Tom würde einwilligen.

    تام موافقت میکرد.

«einwilligen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.