سطح C2فعل

einstehen

پاسخگو بودن، ضمانت کردن

English: to vouch for, to answer for

صرف فعل einstehen

حال
er steht ein
گذشته‌ی ساده
stand ein
پرفکت
hat eingestanden
امری
stehe ein! / steht ein!
  • ich stehe ein
  • du stehst ein
  • er/sie/es steht ein
  • wir stehen ein
  • ihr steht ein
  • sie stehen ein

جمله‌ی مثال با einstehen

  • Wir müssen für unsere Fehler einstehen.

    ما باید در برابر اشتباهات‌مان پاسخگو باشیم.

«einstehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.