تأسیس یک شرکت/کسبوکار
English: to found a company, business
Sie gründet ein Unternehmen.
او یک شرکت تأسیس میکند.
مترادف
«ein Unternehmen gründen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.