قاطعانه عمل کردن، دست یافتن
English: to take decisive action
Man müßte hier einmal hart durchgreifen.
اینجا باید یک بار جدی برخورد کرد.
«durchgreifen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.