سطح C2فعل

durchgreifen

قاطعانه عمل کردن، دست یافتن

English: to take decisive action

صرف فعل durchgreifen

حال
er greift durch
گذشته‌ی ساده
griff durch
پرفکت
hat durchgegriffen
امری
greife durch! / greift durch!
  • ich greife durch
  • du greifst durch
  • er/sie/es greift durch
  • wir greifen durch
  • ihr greift durch
  • sie greifen durch

جمله‌ی مثال با durchgreifen

  • Man müßte hier einmal hart durchgreifen.

    اینجا باید یک بار جدی برخورد کرد.

«durchgreifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.