فرار کردن، خود را کنار کشیدن
English: to desert, to defect
Der Soldat wollte aus der Armee desertieren.
سرباز میخواست از ارتش فرار کند.
«desertieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.