سطح C2فعل

desertieren

فرار کردن، خود را کنار کشیدن

English: to desert, to defect

صرف فعل desertieren

حال
er desertiert
گذشته‌ی ساده
desertierte
پرفکت
ist desertiert
امری
desertiere! / desertiert!
  • ich desertiere
  • du desertierst
  • er/sie/es desertiert
  • wir desertieren
  • ihr desertiert
  • sie desertieren

جمله‌ی مثال با desertieren

  • Der Soldat wollte aus der Armee desertieren.

    سرباز می‌خواست از ارتش فرار کند.

«desertieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.