سطح C2فعل

darlegen

توضیح دادن، بیان کردن

English: to explain, to set forth

صرف فعل darlegen

حال
er legt dar
گذشته‌ی ساده
legte dar
پرفکت
hat dargelegt
امری
leg dar! / legt dar!
  • ich lege dar
  • du legst dar
  • er/sie/es legt dar
  • wir legen dar
  • ihr legt dar
  • sie legen dar

جمله‌ی مثال با darlegen

  • Darf ich meine Sicht der Dinge darlegen?

    اجازه می‌دهی نظر خودم را بگویم؟

«darlegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.