سطح C2فعل

daliegen

(بی‌حرکت) افتاده بودن، دراز کشیده بودن

English: to lie (motionless)

جمله‌ی مثال با daliegen

  • Der verletzte Hund blieb still auf dem Boden daliegen.

    سگ زخمی فقط به صورت بی‌حرکت روی زمین افتاده بود.

«daliegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.