در مقابل، برعکس
English: against it, in contrast
Mein Bruder ist groß, ich dagegen bin eher klein.
برادرم قدبلند است، من در مقابل نسبتاً کوتاهم.
مترادف
«dagegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.