در عوض، برای آن
English: for that, in return
Ich habe kein Auto, dafür aber ein gutes Fahrrad.
من ماشین ندارم، اما در عوض یک دوچرخه خوب دارم.
«dafür» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.