سطح C2فعل

chillen

استراحت کردن

English: to chill, to relax

صرف فعل chillen

حال
er chillt
گذشته‌ی ساده
chillte
پرفکت
hat gechillt
امری
chill! / chillt!
  • ich chille
  • du chillst
  • er/sie/es chillt
  • wir chillen
  • ihr chillt
  • sie chillen

جمله‌ی مثال با chillen

  • Ich muss Leute finden, mit denen ich chillen kann.

    باید آدم‌هایی پیدا کنم که باهاشون بتونم خوش بگذرونم.

«chillen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.