گشتوگذار کردن، ولگردی کردن
English: to stroll, to loiter
Wir bummelten gemütlich durch die Altstadt.
ما با آرامش در بخش قدیمی شهر گشتوگذار کردیم.
«bummeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.