سطح C2فعل

bummeln

گشت‌وگذار کردن، ول‌گردی کردن

English: to stroll, to loiter

صرف فعل bummeln

حال
er bummelt
گذشته‌ی ساده
bummelte
پرفکت
hat gebummelt
امری
bummle! / bummelt!
  • ich bummle
  • du bummelst
  • er/sie/es bummelt
  • wir bummeln
  • ihr bummelt
  • sie bummeln

جمله‌ی مثال با bummeln

  • Wir bummelten gemütlich durch die Altstadt.

    ما با آرامش در بخش قدیمی شهر گشت‌وگذار کردیم.

«bummeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.