سطح B2فعل

bewältigen

غلبه کردن، از پس برآمدن

English: to cope with, overcome

صرف فعل bewältigen

حال
er bewältigt
گذشته‌ی ساده
bewältigte
پرفکت
hat bewältigt
امری
bewältige! / bewältigt!
  • ich bewältige
  • du bewältigst
  • er/sie/es bewältigt
  • wir bewältigen
  • ihr bewältigt
  • sie bewältigen

جمله‌ی مثال با bewältigen

  • Tom kann es bewältigen.

    تام می‌تواند از پسش بربیاید.

«bewältigen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.