سطح B2فعل

betten

خواباندن، جا دادن

English: to bed, to place

صرف فعل betten

حال
er bettet
گذشته‌ی ساده
bettete
پرفکت
hat gebettet
امری
bette! / bettet!
  • ich bette
  • du bettest
  • er/sie/es bettet
  • wir betten
  • ihr bettet
  • sie betten

جمله‌ی مثال با betten

  • Wozu sich weich betten, wenn man allein schlafen muss.

    وقتی باید تنها بخوابی، نرم خوابیدن چه فایده‌ای دارد؟

«betten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.