سطح C2فعل

beschneiden

بریدن، قطع کردن

English: to trim, to cut

صرف فعل beschneiden

حال
er beschneidet
گذشته‌ی ساده
beschnitt
پرفکت
hat beschnitten
امری
beschneide! / beschneidet!
  • ich beschneide
  • du beschneidest
  • er/sie/es beschneidet
  • wir beschneiden
  • ihr beschneidet
  • sie beschneiden

جمله‌ی مثال با beschneiden

  • Die Bäume muss man jeden Winter beschneiden.

    هر زمستان باید درخت‌ها را هرس کرد.

«beschneiden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.