سطح C2فعل

bekunden

ابراز کردن، اظهار داشتن

English: to express, to declare

صرف فعل bekunden

حال
er bekundet
گذشته‌ی ساده
bekundete
پرفکت
hat bekundet
امری
bekund! / bekundet!
  • ich bekunde
  • du bekundest
  • er/sie/es bekundet
  • wir bekunden
  • ihr bekundet
  • sie bekunden

جمله‌ی مثال با bekunden

  • Wenn uns die Mächtigen ihre Zuneigung bekunden, dann ist Wahlzeit.

    وقتی قدرتمندان به ما ابراز محبت می‌کنند، یعنی وقت انتخابات است.

«bekunden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.