سطح C2فعل

begießen

آب پاشیدن، آبیاری کردن

English: to water, to sprinkle

صرف فعل begießen

حال
er begießt
گذشته‌ی ساده
begoss
پرفکت
hat begossen
امری
begieße! / begießt!
  • ich begieße
  • du begießt
  • er/sie/es begießt
  • wir begießen
  • ihr begießt
  • sie begießen

جمله‌ی مثال با begießen

  • Der Vertrag ist in trockenen Tüchern, also lasst uns das begießen.

    قرارداد قطعی شده، پس بیایید جشن بگیریم.

«begießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.