[bəˈɡiːsn̩]
آب پاشیدن، آبیاری کردن
معنی، مثال و مترادفِ begießen ←Der Vertrag ist in trockenen Tüchern, also lasst uns das begießen.
قرارداد قطعی شده، پس بیایید جشن بگیریم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی