سطح C1فعل

ausrasten

عصبانی شدن، از کوره در رفتن

English: to lose one's temper, to freak out

صرف فعل ausrasten

حال
er rastet aus
گذشته‌ی ساده
rastete aus
پرفکت
ist ausgerastet
امری
rast aus! / rastet aus!
  • ich raste aus
  • du rastest aus
  • er/sie/es rastet aus
  • wir rasten aus
  • ihr rastet aus
  • sie rasten aus

جمله‌ی مثال با ausrasten

  • Bitte nicht ausrasten!

    لطفاً از کوره در نرو!

«ausrasten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.